آیا حرکات بازار تصادفی است؟

در آغاز آموزش تحلیل تکنیکال یک سوالی که برای بعضی از افراد پیش می آید این است که آیا حرکات بازار تصادفی است؟ مگر می شود با چهارتا خط کشیدن روی نمودار قیمتی، حرکات آینده قیمت را پیش بینی کرد؟ و ….  اما پس از این که همان افراد به طور کامل با تحلیل تکنیکال آشنا می شوند، تمامی حرف های خود را پس می گیرند! این بار در این مقاله قصد داریم در مورد این موضوع کمی صحبت کنیم و نظریه ورود تصادفی را نیز به شما عزیزان معرفی کنیم. پس با ما همراه باشید.

نظریه ورود تصادفی به بازار که در انجمن های علمی جایی برای خود بازکرده است مدعی است که تغییرات قیمت یک روند مستقل است و گذشته قیمت یک معیار قابل اعتماد برای تشخیص تغییرات آینده قیمت نیست. مخلص کلام اینکه تغییرات قیمت کاملا تصادفی و غیر قابل پیش بینی است. این اصل مبتنی بر ((فرضیه بازار کارا))  می باشد که بر طبق آن تغییرات قیمت به طور تصادفی و براساس ارزش ذاتی اتفاق می افتد.

بر طبق این نظریه بهترین استراتژی در بازار ((خرید و نگهداری)) است به جای اینکه تلاش کنیم تا از نوسانات بازار استفاده کنیم. تا زمانی که به نظر می رسد درباره وجود تصادف در هر بازاری ذره ای شک وجود دارد، خیلی واقع گرایانه نیست که تغییرات قیمت را کاملا تصادفی بدانیم.

این یکی از آن مواقعی است که ثابت می شود که مشاهدات تجربی با تجربیات عملی کارایی بیشتری نسبت به تکنیک های پیچیده آماری دارند و قادر خواهند بود که همه چیزهایی را که کاربر در ذهن دارد ثابت کند و یا هیچ چیزی را اثبات نکنند. بد نیست به خاطر داشته باشیم که پذیرش تصادف ممکن است تنها یک دفاع در برابر ناتوانی در درک الگوهای رفتاری قیمت باشد. این حقیقت که بسیاری از افراد دارای تحصیلات این رشته قادر به درک الگوهای موجود نبوده اند ثابت نمی کند که این الگوها وجود ندارند.

مباحثات علمی زیادی حول این موضوع برقرار است که آیا روند بازار بیشتر به برداشت های یک تحلیل گر عمومی بازار مرتبط است یا به عملکرد معامله گری که در زمان حاضر جایی که روند بازار کاملا آشکار است دست به معامله می زند. اگر شما شکی به این موضوع دارید، تنها یک نگاه مختصر و کاملا اتفاقی به هرکدام از چارتهای قیمتی در بازار می تواند وجود یک روند را در نمودارها تایید کند.

حال چگونه معتقدین به نظریه تصادفی وجود این روندها را توجیه می کنند اگر تغییرات قیمت کاملا روند تصادفی دارد و این معنی را می دهد که آنچه که دیروز رخ داده و یا هفته آینده رخ خواهد داد هیچ ربطی به چیزی که امروز و فردا رخ می دهد ندارد. آنها چگونه موفقیت های سیستم های تعقیب روند (Trend Follow) را که در حافظه زندگی واقعی آنها به ثبت رسیده اند، توضیح می دهند؟

به طور مثال استراتژی ((خرید و نگهداری)) چگونه در بازارهای پایاپای کالا جایی که زمان نکته بسیار تعیین کننده ای است، می تواند کاربرد صحیحی داشته باشد؟ اگر تغییرات قیمت تصادفی است و هیچ روندی وجود ندارد پس معامله گران چگونه تفاوت میان بازارهای کاهشی و بازارهای افزایشی را درک می کنند؟ در واقع چگونه یک بازار کاهشی حتی در موقعیت ابتدایی می تواند وجود داشته باشد و رفتار آن از یک روند تبعیت کند؟

به نظر تردد آمیز است که مدارک آماری حتی در مجموع قادر باشند که نظریه ورود تصادفی را اثبات کنند. البته این عقیده که بازارها تصادفی هستند کاملا به وسیله انجمن های علم تکنیکال رد شده است. اگر بازارها حقیقتا تصادفی بودند هیچ نوع تکنیک پیش بینی کارایی نداشت. جدای از رد اعتبار دسترسی تصادفی به بازار، نظریه بازار کارا بسیار به این فرضیه تکنیکی نزدیک است که بازارها همه چیز را درک و در قیمت منعکس می کنند. البته تحلیل گران در می یابند که چون بازار به سرعت همه اطلاعات را لحاظ می کند بنابراین راهی برای نتیجه گرفتن از آن اطلاعات وجود ندارد.

اساس تکنیک های پیش بینی این است که همه اطلاعات مهم خیلی پیش از آنکه دانسته شوند در قیمت تاثیر می گذارند. تحلیل گران توضیحات شیوایی برای لزوم مشاهده و زیرنظر قراردادن رفتار قیمت و همچنین بی نتیجه بودن تلاش برای نتیجه گرفتن از اطلاعات فاندامنتالی حداقل برای مدت زمان کوتاه ارائه می کنند.

در نهایت منطقی به نظر می رسد که بپذیریم که هر فرآیندی از نظر کسی که قادر به درک قوانینی که باعث وقوع آن رخداد شده، نباشد، تصادفی و غیر قابل پیش بینی به نظر می آید.

آیا نمودار قیمتی مثل نوار قلب تصادفی است؟

به عنوان مثال خروجی نوار قلب ممکن است خطوط تصادفی و درهمی باشند که از فردی که درازکشیده به دست می آیند. اما برای یک یک فرد دوره دیده پزشکی همه آن خطوط معنا دارند و تصادفی نیستند.

عملکرد بازار ممکن است برای آنهایی که برای درک قوانین رفتاری بازار وقت کافی صرف نمی کنند تصادفی به نظر برسد. فریب نظریه تصادفی با پیشرفت مهارت های درک اطلاعات از نمودارها به تدریج رنگ می بازد. امیدواریم این دقیقا چیزی باشد که برای شما هم در طول دوره های آموزش تحلیل تکنیکال اتفاق بیافتد.

این امیدواری برای همه تحلیل گران دنیا وجود دارد. تعدادی از پیشگامان دانشگاه های آمریکا شروع به تحقیق در خصوص رفتارشناسی بازارهای مالی کرده اند که مدعی است رفتارهای انسانی و ایجاد قیمت بسیار به هم شبیه هستند. که البته این مقدمه علم تحلیل تکنیکال است.

اگر هنوز هم قانع نشده اید که با علم تحلیل تکنیکال می توان در بازارهای مالی تحلیلگری و معامله گری کرد، احتمالا پس از مطالعه چند مقاله بعدی، جزو طرفداران پروپا قرص این دانش قرار بگیرید!